کد خبر : 5369
تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۹
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای امید بازگشت به روزهایی که رفتگران امانتدار شهر شوند بسته هستند
14 views بازدید

امید بازگشت به روزهایی که رفتگران امانتدار شهر شوند

عادله سادات ارشادی مقدم- پایگاه خبری مدیریت شهری کرج: آری، روزگاری نه خیلی دور با اینکه دست مردم پر نبود، با اینحال سفره اعتماد و محبت شان چنان گشوده و روح امانتداری پاکبانان آنقدر وسیع بود که آدمی را دلگرم می کرد. همان وقت ها بود که اگر مردی از پاکبانان شهر به حادثه ای گرفتار می آمد همه با هم دست به دست می […]

عادله سادات ارشادی مقدم- پایگاه خبری مدیریت شهری کرج: آری، روزگاری نه خیلی دور با اینکه دست مردم پر نبود، با اینحال سفره اعتماد و محبت شان چنان گشوده و روح امانتداری پاکبانان آنقدر وسیع بود که آدمی را دلگرم می کرد. همان وقت ها بود که اگر مردی از پاکبانان شهر به حادثه ای گرفتار می آمد همه با هم دست به دست می دادند و گره از کار یکدیگر می گشودند.

لحظه گذشت تا رفتگری از شهر ما، مردی که سال ها کوچه باغ ها و بعد از آن خیابان های “کلاک”، یکی از قدیمی ترین جاهای شهر کرج را از آلودگی ها می زدود، به برق حادثه گرفتار شد. اتصال سیم برهنه برق که لابلای شاخه های بلند درخت انگور پنهان شده و مسیر کانال را بسته بود، با دست های بدون دستکش، ایشان را شدیدا مصدوم و راهی بیمارستان کرد.

“جعفر باقری” که اکنون در مقابل من در طبقه ۱۱ شهرداری کرج نشسته، آن روز با صورت و حنجره ای شکافته از حادثه، داخل کانال سقوط می کند و  چهار مرحله رفتار جراحی و چند مرتبه بستری شدن در بیمارستان، رهاورد تلخ تلاش مردی است که می کوشد هنوز هم شهر را پاکیزه نگه دارد…

ممکن است نتوان آنچه از درد و رنج بیماری به جان ایشان افتاده را درک کرد، با اینحال می توان عذاب مردی که ناگهان به دلیل در دست نداشتن ابزارهای و قابلیت ها ایمنی، بیمار و از کار افتاده شده را فهمید.

باقری لحظه گفتن از آبان ماه سال ۱۳۹۴ بغض در گلو دارد. نه تنها به خاطر حادثه، حتی از رفتارهای بعد از آن. بیان میکند: “لحظه رخداد هیچ کس از همکارانم کنارم نبود و تنها مردم محلی بیننده حادثه بودند. همین دلیل شد پیمانکار پایین بار پر کردن برگه حادثه نرود و ادارات بیمه و کار نیز از پرداخت هر گونه خسارتی به من خودداری کنند.”

دریغ پیمانکار از مسئولیت خود در قبال کارگر، انتقاد و شکایت ایشان را بهمراه داشت. با اینحال این رفتار وی با تهدید پیمانکار به اخراج “باقری” و سه نفر از عضو های خانواده و فامیلش از کار منجر می شود.

ایشان به قبلی نقب می زند و بیان می دارد: “من همان کسی بودم که به دفعات زیورآلات هزینه ای و کیف پول پیدا کردم و همه را به صاحبانشان پس دادم؛ طوری که تنها ۲۰ روز قبل از حادثه برای تحویل یک کیف پر از پول و طلا به صاحبش از طرف مدیران وقت مورد تجلیل قرار گرفتم با اینحال تجلیلی که تنها به یک لوح تقدیر خلاصه شد.”

پیامک رفتار درآمدن حکم تخلیه وی از خانه کوچکی در حصارک، دستاورد همه تلاش ها و امانتداری های ایشان بود! پیامکی که یادش می آورد در دو سال قبلی کوچکترین کمکی به ایشان نشد و ناچار دست به صندوق خانه فرو برده و از پول پیش منزل نزدیک به ۳۰ میلیون هزینه های درمانش را پرداخت کرده است.

می پرسم: ” ظرف این دو سال پیش شهردار نیامدید؟ درخواست رسیدگی نکردید؟”

جواب می دهد: “آمدم با اینحال اجازه دیدار با شهردار را به من ندادند.

در میانه گفتگو از دفتر شهردار رابطه می گیرند. دکتر اصغر نصیری، نزدیک به دو هفته است مسئولیت شهرداری کرج را به عهده گرفته و خواستار دیدار با رفتگر مصدوم است. مدیر تازه ارشد اجرایی کرج هفته پیش دستور بازگشت مجدد وی به کار را صادر کرده و باقری به محل کارش برگشته است. دلجویی از ایشان ممکن است کمترین کاری است که مدیران از ایشان دریغ کرده بودند.

می پرسم: از اینکه شهردار دستور بازگشت به کارتان را داده راضی اید؟

لبخند می زند؛ رفتار شهردار تازه را متناسب با دینداری، محبت و اخلاق می داند. با اینحال ته لبخندش غمی لانه کرده. از اینکه بخاطر ایشان عضو های خانواده هم بیکار شده اند خجالت زده و افسرده حال است.

بیان میکند: دلم می خواهد آنها هم سر کارشان برگردند.

یاد سخنان شهردار می افتم که در آن پیوسته بر تکریم انسان ها و ادای دین و وظیفه در قبال مردم زحتمکش و پرتلاش تاکید می کند. دلم قرص است که اول خدا و بعد انسان های حق جو، محافظ مظلومان و اقشار غیر مستحکم هستند.

و باز می اندیشم: کاش برگردد روزگاری که کلید خانه ها به امانت دست رفتگران بود! آن روز دیر نیست.

لینک منبع

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات