کد خبر : 5327
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۵
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای شور و شوق برای اسراف هجوم دست های بی نیاز برای دریافت نذری بسته هستند
18 views بازدید

شور و شوق برای اسراف هجوم دست های بی نیاز برای دریافت نذری

فرهنگی که به غلط جا افتاده؛شور و شوق برای اسراف/ هجوم دست های بی نیاز برای دریافت نذری این ایام کمتر بیننده فرهنگ اصیل ایرانی از جانب ایرانیان هستیم. دیگر کسی به ضرب المثل “نکاهد به پرهیز افزودنی” توجهی نمی کند. قناعت به اشتراک مردم واژه ای بی معنی و حتی بیگانه شده است. به نوشته خبرنگار پایگاه خبری مدیریت شهری […]

فرهنگی که به غلط جا افتاده؛
شور و شوق برای اسراف/ هجوم دست های بی نیاز برای دریافت نذری

این ایام کمتر بیننده فرهنگ اصیل ایرانی از جانب ایرانیان هستیم. دیگر کسی به ضرب المثل “نکاهد به پرهیز افزودنی” توجهی نمی کند. قناعت به اشتراک مردم واژه ای بی معنی و حتی بیگانه شده است.

به نوشته خبرنگار پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، نذری شفاست، آقا تو رو خدا یک قاشق هم نمونده؟ ته دیگش هم باشه خوبه برای مریض می خوام آقا تو رو خدا… و دریافت یک یا چند پرس نذری که به ده ها غذایی نذری که قبلا گرفته است، اضافه می شود…!

انگار درس های پیامبران را درست یادمان نداده اند و همه چیز بهم ریخته است؛ محرم آن سالی نیست که برای هفت سال خشکسالی اندوخته ذخیره کنیم و تنها ذخیره کنیم کسی یادمان نداده که قناعت کنیم؟ کسی نگفته که امام حسین (ع) جان خود را برای زنده نگه داشتن اسلام و فرهنگ اسلامی داد نه برای گرفتن نذری؟

انگار برای هم و به احساس هم بیگانه ایم! برای نگه داشتن نذری ها کسی را نمی شناسیم و یادمان می رود گوشه ای فقر و گرسنگی دیگران را بگیریم؛ در جستجوی نذری می رویم برای تبرک ش تلاش می کنیم همزمان با اینکه چند خانه آنطرف تر یخچال کوچک همسایه خالی مانده و یا پیرمرد و پیر زنی از خواب بیدار نمی شوند تا گرسنگی بر آنها غلبه نکند یا کودکی گرسنه نگاهش به دست های ماست.

غذاهایی که بعد از چند روز باید دور ریخته شوند چون دلمان را زدند و خسته شدیم از قیمه و عدس پلو یا دیگر توانایی خوردن ندارند چون زیاد نگهداری شدند. همه این دور ریزها ممکن است غذای چند روز کودکی باشد که پدرش توانایی سیر نگه داشتن خانواده را ندارد.

یادم هست، کوچکتر که بودم وقتی غذای نذری برایمان می آوردند، همه باهم دور آن غذا جمع می شدیم و برای تبرک ش نفری چند قاشق می خوردیم. مادربزرگم در بیشتر مواقع بیان میکرد: ” نذری رو نمی گیرن که سیر بشن می گیرن واسه ثوابش، واسه شفا، واسه برکتش” اکنون می فهمم که همه تاکید های مادربزگ تنها برای ما بود که در بیشتر مواقع بوی غذا چاشنی زندگی مان بود، نه برای همسایه ای که انتهای کوچه هیچوقت بوی غذا از خانه شان بلند نمی شد؛ یادم هست که مادربزرگ در بیشتر مواقع دو پرس غذا پایین چادرش می گرفت و برای همسایه مان می برد و من در بیشتر مواقع فکر می کردم همسایه مان بیشتر از ما ثواب می برد چون مادربرزگم غذای بیشتر را به آنها می دهد.

قدیم تر ها نذری داخل ظروف لعابی یا ملامین و استیل پخش می شد؛ آن ایام سنت زیبای شستن ظرف و گذاشتن چند شکلات داخل آن به رسم تشکر و گفتن واژه “قبول باشه” به نذری صفای مخصوصی می داد. با اینحال اکنون بییشتر به جای مزه نذری ساده تنها مزه اسراف پایین زبانمان می رود. و دریغ از دست های که توان گرفتن چند نذری با هم را دارند با اینحال دلی توانمند برای بخشش یکی از غذاهایشان به نیازمندی را ندارند.

قدیم ها حتی محیط زیست هم مهم بود خانه ها کاهگلی بود با این وجود بوی مهر، بوی سرسبزی بوی طبیعت می داد. مردم به نظافت اطراف خود ارزش می دادند. ریختن زباله روی زمین به حدی بد بود که فکر می کردیم جرمی مرتکب شدیم و ماه ها از خجالت سر بلند نمی کردیم. با اینحال اکنون چه شده است که ظروف یکبار مصرف نذری ها هزار هزار استفاده می شود بی آنکه بدانیم رها کردنشان در طبیعت چه آسیبی به جان زندگی هایمان می زند.

برای از نو شاد بودن یا مهربان بودن یا حتی انسان بودن نیاز نیست لحظه را به عقب برگردانیم تنها کفایت می کند، نگاهی غنی به فرهنگ ایرانی اسلامی مان داشته باشیم.
 

نازنین فرضی زاده

نذری اسراف شهرداری کرج پسماند مدیریت

لینک منبع

به این پست امتیاز دهید.
علاقه۰عدم علاقه۰
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0

تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات